غربت را نبايد در الفبای شهر غريب جستجو کرد....
همين که عزيزت نگاهش را به ديگری فروخت تو غريبی.....

امروز یک مطلب جالب در مورد کودکی واستون گذاشتم.امیدوارم خوشتون بیاد.
واسه خوندنش به ادامه ی مطلب برید
وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود، شنيد که پدر و مادرش درباره برادر کوچکترش صحبت مي کنند، فهميد که برادرش سخت بيمار است و آنها پولي براي مداواي او ندارند. پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نمي توانست هزينه جراحي پر خرج برادر را بپردازدو سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد.
برای خوندن بقیه ی داستان معجزه روی علامت + کلیک کند
در زندگی زخم های هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و
می تراشد این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت
دارند که این درد های باور نکردنی را جز اتفاقات و بیشامد های نادر و
عجیب بشمارند .......
صادق هدایت
بعضي وقتا واژه اي نيست
واسه ي گفتن عشقت
واژه ها همش بهونست
واسه ي گفتن اسمت

برای خوندن ادامه ی شعر به ادامه مطلب بروید
این هم از عکسهای عاشقانه جدید حتمآ اگه این عکس ها رو ببینید یا عاشق می شید یا به عشق تون وفادارتر می شید.اما قبلش اول این شعر رو بخونید بعد برید سراغ عکس ها...
همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم
از اینکه عاشق توام حس غرور می کنم
دوباره با سلام تو تازه تازه می شوم
با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم
با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم
از سایه های ملتهب همیشه می گریختم
با رفتن تو هر نفس بغض دوباره می شوم
ناجی شام شوکران با دل عاشقم بمان
به حرمت حضور تو چون تو یگانه می شوم
خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت
...:::...*** برای دیدن عکسها به ادامه مطلب برید***...:::...